تبليغاتX
new news about mathematic
نگاهي به كاركردهاي روش حل مسئله در مسائل اجتماعي، فرهنگي
همچون نوك داركوب!
003783.jpg
 
سعيد صورتي
آيا تا به حال داركوب ديده ايد! اين پرنده نسبتاً كوچك، چنان سوراخ هاي عميقي در بعضي از درختان ايجاد مي كند كه اگر شما بخواهيد مانند آن را با ابزار ابتدايي درست كنيد، كار بسيار سختي خواهد بود. حال آن كه نيروي بدني شما كجا، قدرت و جثه داركوب كجا؟ عملكرد سؤال در حيطه تفكر را مي توان به نوك داركوب تشبيه كرد.سازمان فضايي آمريكا، هر ساله چندين ميليون دلار را صرف جبران خسارت هايي مي كند كه داركوب ها به تجهيزات و سفينه هاي آنها وارد مي كنند. نوك جادويي و قدرت اين پرنده، حتي مي تواند به بدنه سفينه هاي فضايي نيز صدمه زند.
در حيطه ذهن و تفكر سئوال همانند نوك داركوب مي ماند. سخت ترين مسائل و پيچيده ترين آنها را مي توان با سؤالات راهبردي، تجزيه و تركيب كرد يا راهي براي حل آن پيدا كند.
اگر مسئله را (چه پيچيده و چه ساده) همانند يك شيء سخت در نظر بگيريم، سؤالات همانند نوك داركوب اند كه راهي را براي ورود به مسئله يا تنه درخت باز مي كنند. وقتي شما وارد مسئله مي شويد، گويي از درون آن باخبريد، مثل اين است كه شما تا قبل از اين يك اتاق تاريك تاريك داشتيد كه به هيچ عنوان نمي دانستيد درون آن چيست و صرفاً از آن مي ترسيديد. اما الان وقتي راه هاي ورود به آن باز شده اند، گويي شمع هاي كوچكي در چند جاي اتاق روشن است. پس شناخت شما از داخل اتاق بيشتر شده است و درست به اندازه اي كه نور در اتاق هست، ترس شما هم از آن كمتر مي شود. ترس ما از ناشناخته هاست؛  از چيزي كه شناخت داشته باشيد، هرگز نمي ترسيد يا اين كه خيلي نمي ترسيد.
داركوب را فراموش نكنيد. اين الگوي مناسبي براي پيدا كردن راه هاي ورود به مسئله است. داركوب يك بار براي هميشه به نقطه مورد نظر نوك نمي زند، بلكه مدام نوك مي زند و حركتي تدريجي دارد. شما نيز مي توانيد در شروع از همين روش براي يادگيري و فهم سؤال سازي استفاده كنيد؟ سؤالات انبوه و فعلاً غيرمتمركز.

اگر شما بخواهيد وارد مسئله اي شويد، بايد بتوانيد درب هاي مسئله را پيدا كنيد. هر مسئله اي (در حيطه  تفكر) راه هاي ورود دارد كه شما مي توانيد از طريق آن به داخل مسئله رفته آن را حل كنيد و اگر مسئله  شكل مانع يا خط داشته باشد، آن را شناسايي كرده و از آن بگذريد يا از ميان برداريدش، قبل از اين كه وارد توضيح كاربردي و روش هاي عملي سؤال سازي شويم، بهتر است بيشتر در ارتباط با اهميت و ضرورت سؤال در تفكر بگوييم.
اين موضوع از آن جهت قابل طرح است كه برخي از اصول پايه و اوليه را دركاربرد سؤال سازي مي توان در بيان نقش و اهميت سؤال بيان كرد.
علاوه بر مثال نقش سؤال به عنوان نوك داركوب در مسئله، مي توان نقش كاربر سؤال يا سؤال ساز را نيز مورد توجه قرار داد و تأثير آن را در حيطه ذهني متفكري كه از سؤال استفاده مي كند، مورد ارزيابي قرار داد.با توجه به ويژگي خلأسازي سؤال در ذهن و ايجاد شرايطي براي دريافت و درك جواب، مي توان يك ذهن پرسشگر را يك ذهن باز، غير شرطي و نسبتاً غيرخطي دانست. براي يك متفكر، پارامترها يكسان ارزيابي نمي شوند، چون سؤالات گوناگون اند و ابعاد مختلفي از مسئله مورد بررسي قرار مي گيرند. اين ابعاد در اشكال مختلف پديدار مي شوند و بنابر اين مي توان اين نتيجه را گرفت.
كسي كه پرسشگر است و از سؤال براي راهبرد تفكر خود استفاده مي كند، هيچ گاه در برابر مسئله هاي گوناگون متوقف نمي شود؛ چرا كه مشكل اساسي اغلب مردم براي حل مسئله اين است كه وقتي از يك راه، سعي در حل كردن مسئله دارند و آن يك راه پاسخگو و گشاينده نيست، از تكرارش خسته شده، آن را رها مي كنند. پس مسئله بر شخص غالب شده و او را مغلوب مي كند. اما يك پرسشگر، حتي بدون آن كه از اين موضوع آگاه باشد، اگر از پرسش ها به شكل درست استفاده كند، در برابر مسائل متوقف نمي شود.
آنچه كه رخ مي دهد، چنين است: هر مسئله درهاي متفاوتي دارد،  بعضي درها باز شدني اند و بعضي بازنشدني. به عنوان مثال، برخي از مسائل با توجه به جنسيت و سنخيت اقتصادي خود، چنانند كه لازم است براي حل آنها از درهاي هم سنخ وارد شد. مسائل شركتي را كه دچار يك بحران اقتصادي شده و در حال ورشكستگي است، نمي توان با بررسي سيستم  تهويه يا تغذيه پرسنل يا حتي ميزان حقوق يا پاداش كارمندان حل كرد. شايد همگي اين موارد در مسئله دخيل باشند، لكن دخالت مستقيم ندارند.
مديرعامل شركت با چند سؤال ساده و اساسي مي تواند ذهن خود را و حتي هيأت مديره را به سوي حسابداري و چگونگي سرمايه گذاري منعطف كرده و اولين قدم را در جهت رفع ورشكستگي بردارد. واقعاً مسئله به همين سادگي است. براي حل مسئله بايد از درهاي بازشدني آن وارد شد وگرنه رفتن راه هاي ناهموار و درهاي بسته در مسئله، شما را به هيچ نتيجه اي نخواهد رساند. يك پرسشگر حتي اگر اين مسئله را نداند، خود به خود با سؤال هايش درهاي مسئله را مي زند، آن قدر تا به در باز برسد و سپس وارد شود.
برخي مسائل را با سؤالات خلاق مي توان حل كرد، برخي را با سؤالات انفعالي و برخي را با سؤالات انتقادي، سؤالات راهبردي اغلب ذهن را به تفكر استراتژيك كشانده و نگاه مديريتي و كل نگر را تقويت كرده و مي توان مسئله را از بالاتر ديده و آن را حل كرد.
بنابر اين اگر شما انواع روش هاي سؤال سازي را بدانيد، خود به خود انواع روش هاي تفكر را ياد گرفته ايد. انواع روش هاي تفكر هم لازم و ضروري اند. براي حل انواع مسائلي كه شما در طول زندگي با آن برخورد مي كنيد.
حال بايد از كجا شروع كرد؟
پيشنهاد مي شود سؤال سازي را از ابتدا با سؤالات انبوه در موضوع شروع كنيد. دفترچه سؤال داشته باشيد؛ هر مسئله اي را كه با آن برخورد مي كنيد، در دفترچه يادداشت كرده و پيرامون آن سؤال بسازيد: سعي كنيد سؤالات را فيلتر نكنيد و در گام اول تعداد سؤالات را بالا ببريد. اين كار باعث مي شود كه اولاً تفكر را به صورت مكتوب تجزيه كنيد و ثانياً ذهن خود را نسبت به سؤال ساختن آماده سازيد. اغلب مردم نسبت به سؤال كردن واكنش هاي ناهماهنگ و سختي بروز مي دهند، گروهي فكر مي كنند كه سؤال كردن علامت ناداني در موضوع است. حاضرند قيافه انسان هاي فهميده و آگاه را بگيرند و از سؤال كردن بپرهيزيد. حاضرند نسبت به موضوع نادان باشند، اما سؤال نپرسند، بنابر اين بايد گفت كه پرسشگري از نشانه هاي انسان دانا و يك ذهن پوياست.
نوشتن سؤالات، باعث مي شود كه ذهن شما از شروطي كه براي خود در برابر سؤال كردن گذاشته است، دست بردارد و آزادانه تر به سؤال بپردازد.به عنوان مثال اگر مدير يك شركت هستيد و مسئله شما تأخير يكي از كارمندان در تحويل كارهاست، مي توانيد به اين شكل سؤال سازي كنيد:
* آيا تأخير به خاطر تنبلي است يا كار ديگري دارد؟
* ساعت هاي ورود و خروج او در چند ماه اخير چگونه است؟
* حجم كاري او اخيراً نسبت به قبل چگونه بوده است؟ آيا لازم است حجم كاري او را كم كنم؟
* آيا لازم است تا درباره زندگي خصوصي او كمي اطلاعات كسب كنم؟ چگونه مي توانم بدون آن كه وارد حوزه شخصي او شوم، مشكلش را بفهمم؟ آيا او با همسر و خانواده اش مشكلي دارد؟
* آيا قبلاً نمونه اي اين چنين وجود داشته است؟
* از چه كساني در اين ارتباط مي توانم مشاوره بگيرم؟
* نظر همكارانش در اين ارتباط چيست؟
* آيا لازم است او را جريمه كنم؟ آيا بهتر است سريع واكنش نشان بدهم يا تدريجي؟
* او شخصي حساس است يا منطقي؟
* بهترين راه حل براي اين كار چيست؟
بعد از اين سؤال، اين مدير مي تواند با ذهني بازتر مسئله را بررسي كند و تصميمي پخته و كارگشا اتخاذ كند. حتي اگر به اين سؤالات پاسخ ندهد، به هر حال او مي داند كه تأخير در تحويل كار، مي تواند نتيجه چه عواملي باشد و يا براي حل آن چه مسائلي را بررسي كرد. تأخير صرفاً نتيجه تنبلي يا حجم كاري نيست.
اين روش را مي توانيد براي بسياري از مسائلي كه در محيط كار و بعضي محيط هاي ديگر رخ مي دهد، به كار گيريد. اين دفترچه مي تواند بازتابي از تفكرات روزانه شما در برابر انواع مسائل باشد. در واقع اين سؤالات نمايانگر چگونگي ديدگاه شما نسبت به مسائل و راهي است كه شما براي حل مسائل مي رويد. پس مي توانيد با بازنگري سؤالات، به بازنگري روش تفكري خود پرداخته، آن را با تجربيات جديد خود ارزيابي و اصلاح كنيد.
يك مدير متفكر براي حل مسائل شركت خود، تنها به يك روش اكتفا نمي كند. مديران موفق براي حل مسائل خود قطعاً بيش از يك روش دارند، چون مسائل گوناگون اند، بنابر اين درهاي بازشدني مسائل نيز گوناگون اند.
گام دوم در روش سؤال سازي، اين است كه در برخورد با مسائل، ذهن خود را در انواع تفكر فعال كنيد و سؤالاتي از جنس انواع تفكر بسازيد. يعني گروهي از سؤالات را در تفكر انتقادي بسازيد، به تجزيه و تحليل كار پرداخته و نگرشي جزيي و نقدآميز داشته باشيد.
گروهي از سؤالات را در تفكر خلاق بسازيد، ديدگاه نو در موضوع وارد كنيد و موضوع مسئله را از زوايايي ببينيد كه تا به حال نديده ايد.برخي از سؤالات را از ديدگاه تفكر انفعالي ببينيد. قضاوتي نكنيد و صرفاً موضوع را ارزيابي كنيد.
سؤالاتي كه در تفكر استراتژيك مي پر سيد، سؤالاتي هستند راهبردي، كلي و متمركز بر هدف. همچنين با اين روش ساير انواع روش هاي تفكر را نيز تجربه كنيد. در واقع اگر بتوانيد در انواع روش هاي سؤال پرسيدن تبحر پيدا كنيد، در انواع روش هاي تفكري متبحر شده ايد. براي مثال،به مسئله قبلي بازگرديد و مشكل آن مدير و كارمند را از زواياي گوناگون ببينيد:
در تفكر خلاق: آيا بهتر نيست كه او را به عنوان كارمند نمونه در تحويل كار معرفي كنم؟
در تفكر انتقادي: بهترين سؤال براي ورود به اين مسئله چيست؟
در تفكر استراتژيك: چطور مي توانم كارايي ساير كارمندان را نيز بالا ببرم؟
در تفكر انفعالي: سوابق قبلي اين كارمندان در ساير ادارات و شركت ها چگونه بوده است؟
در تفكر سيستمي: تأثير رفتارها و عملكرد اين كارمند در ساير كارمندان چيست؟
بنابر اين با گسترش اين شيوه هاي تفكري به ويژه در انواع سؤالات مي توانيد، ابعاد مسئله را باز كرده و به شناخت بيشتري برسيد
+ نوشته شده توسط javad در شنبه بیست و سوم بهمن 1389 و ساعت 0:52 |
Mathematical sites                      

                       Iranian Mathematical Society
                       American Mathematical Society
                       Cornell University Library
                       Functional Analysis preprint
                       Operator Algebras in Canada
                       Canadian Mathematical Society
                       Mathematics Information Servers
                       Operator Algebra Resources
                       Counterexamples in Functional Analysis
                       Operator Algebraists Directory
                       ZentralblattMath 

                       Mathworld                       
                       Mathscinet 
                       Gottingen Library
                       Math Arxiv  
                       Science Direct                      
                       Planet Math 
                       Reference
                       MR Lookup
                       Wikipedia 

                       Median Impact Factor

                       Stanford encyclopedia

+ نوشته شده توسط javad در چهارشنبه بیستم بهمن 1389 و ساعت 21:33 |
در کارگه کوزه گری رفتم دوش/دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش/ناگاه یکی کوزه بر آورد خروش/کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
+ نوشته شده توسط javad در شنبه بیست و یکم فروردین 1389 و ساعت 0:4 |
http://physic-edu.blogfa.com/
+ نوشته شده توسط javad در جمعه شانزدهم بهمن 1388 و ساعت 18:1 |

عجیب‌ترین جمله در زبان انگلیسی!!!

این جمله با کلمه ای یک حرفی آغاز می شود٬ کلمه دوم دو حرفیست٬‌ چهارم چهار حرفی
تا بیستمین کلمه بیست حرفی:


I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes intercommunications incomprehensibleness


ترجمه جمله :
نمیدانم این دكترهای خانواده گی این دست خطهای گیج کننده را از کجا کسب میکنند. با این حال سواد پزشکی انها غیر قابل کشف بودن این دست خط ها را جبران کرده و بر غیر قابل

+ نوشته شده توسط javad در شنبه بیست و ششم دی 1388 و ساعت 21:8 |
عجایب هفتگانه
Hanging Gardens of Babylon
نقاشی از باغهای معلق بابل
با وجود اینکه اکثر افراد میدانند فهرستی از عجایب هفت گانه وجود دارد، اما کمتر کسی نام همه آنها را میداند. تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود قرن دوم قبل از میلاد کامل شده است و اولین اشاره به ایده تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده است که در قرن 5 قبل از میلاد مربوط میشود.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در 305 تا 240 قبل از میلاد می زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، مجموعه ای از عجایب جهان" را تهیه کرد. امروز، تمام چیزی که درباره این مجموعه میدانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلا باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده است.

امروز، شواهد باستان شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرستهای متعدد و متفاوتی از عجایب هفت گانه به نگارش درآمده است. در این مطلب به معرفی دو مورد از آنها و در مطلب بعدی به معرفی مابقی آنها خواهیم پرداخت.

هرم بزرگ جیزه
Great Pyramid at Giza
هرم بزرگ جیزه
این هرم که همراه با دو هرم کوچکتر در خارج از قاهره - در مصر- قرار دارند، به دستور خوفو یا خئوپس ، فرعون سلسله چهارم، ساخته شد. مصریان باستان به زندگی پس از مرگ اعتقاد فراوانی داشتند و این هرم در واقع مکان مقبره و محل زندگی فرعون پس از مرگ او به شمار می آمده است. از آنجایی که گنجینه فرعون نیز همراه با او در این هرم قرار داده میشد، راه ورود به مقبره بسیار پیچیده و تودرتو است و تعداد زیادی از سازندگان و مهندسین آن نیز در راهروهای آن ناپدید شدند.
هرم در اصل 147 متر ارتفاع داشته است که در حال حاضر در اثر فرسایش، به حدود 137 متر رسیده است. هر ضلع قاعده هرم 230 متر طول دارد و در ساخت آن از حدود 2,300,000 بلوک به وزن متوسط 2.5 تن استفاده شده است. تاریخ اتمام این بنای عظیم حدود 2680 قبل از میلاد تخمین زده شده است. هرم جیزه تنها بازمانده عجایب هفت گانه است.

باغهای معلق بابل
Hanging Gardens of Babylon
بقایای باغهای معلق بابل (عراق فعلی)
این باغها بنا به نظر بسیاری از مورخین و محققین توسط نبوخدنصر (Nebuchadnezzar) شاه بابل در قرن 600 قبل از میلاد برای همسرش ملکه آموهیا (Amuhia) ساخته شده است. با توجه به منابع مکتوب یونانی، باغهای معلق دارای چنین مشخصاتی بوده اند:
"باغها مربع شکل بوده و دارای گنبدهای قوسی شکلی بوده که بر روی کف شطرنجی مکعبی شکلی قرار داشته است. ایوانی که دور بام ایجاد شده بوده توسط پلکان با پایین مرتبط میشده است. باغهای معلق از گیاهانی که بالاتر از سطح زمین کاشته شده بودند ایجاد شده و ریشه گیاهان و درختان به جای کاشته شدن در زمین، در کف ایوانها جاسازی شده بودند. تمام این مجموعه بر روی ستونهایی قرار داشت و آب از طریق وسایل بالا برنده در کانالهای شیب دار ریخته و در کل باغ جریان میافت. آبیاری گیاهان و رطوبت موجود در فضا از همین آب بود. درواقع این بنا با چمن همیشه سبز و درختان محکمش، کاری هنری و تجملی شاهانه بود. یکی از جالبترین جنبه های بنا این بود که کار باغبانی و زراعت در بالای سر بیننده انجام میشد."

همانطور که میبینید، بیشترین اطلاعات درباره باغهای معلق مربوط به مورخین یونانی است و جالب اینکه در کتیبه های بابل هیچ اشاره ای به این باغها نشده است در حالی که توضیح مفصل قصر و شهر بابل در آنها وجود دارد. بنا به نظر تاریخ نگاران امروز، باغهای بابل محصول تخیل شعرا و تاریخ نگارانی است که شرح بابل را از زبان سربازان اسکندر شنیده و به آن شاخ و برگی شاعرانه داده اند.

در قرن بیستم بعضی از اسرار باغهای معلق فاش شده است زیرا باستانشناسان در حفاریهای خود در محل شهر باستانی بابل در عراق امروز، زیر بنای این باغها را یافته اند و یک کشف دیگر مربوط به بنای طاق و گنبد دار اصلی است، که شامل دیوارهای ضخیم و یک چاه آبیاری در نزدیکی قصر جنوبی بوده است. گروهی از باستان شناسان منطقه قصر جنوبی را نقشه برداری کرده و ساختمان طاق دار اصلی را بازسازی کرده اند.

عجایب هفتگانه - مقبره هالیکارناسوس
Mausoleum  Halicarnassus نمای گرافیکی از مقبره هالیکارناسوس
Mausoleum Halicarnassus
این مقبره واقع در بودروم (Bodrum) ترکیه که در زمانهای قدیم هالیکارناسوس نام داشت واقع بوده است. زمانی که پارسیان حکومت خود را تا بین النحرین، هند شمالی، سوریه، مصر و آسیای صغیر گسترش داده بودند، با توجه به وسعت مملکت، یک شاه بدون کمک حکام محلی قادر به سر و سامان دادن حکومت خود نبود.
سرزمین کاریا (Caria) واقع در غرب آسیای صغیر(ترکیه) به قدری از پایتخت دور بود که به نوعی مستقل و خودگردان به شمار می آمد. در طی سالهای 377 تا 353 قبل از میلاد، شاه ماسولوس Mausollos بر این منطقه حکومت میکرد و پایتخت خود را به هالیکارناسوس منتقل کرد. در زندگی این شاه هیچ نکته مهمی به غیر از بنا کردن مقبره خودش وجود ندارد. ایده این پروژه توسط همسر و خواهر شاه، آرتمیسیا به وجود آمد.این بنا در حدود سال 350 قبل از میلاد، سه سال پس از مرگ شاه و یک سال پس از مرگ آرتمیسیا، تکمیل شد.

به مدت 16 قرن، مقبره در شرایط خوبی برجا ماند تا یک زلزله موجب آسیب دیدن سقف و ستونهای آن شد. در اوایل قرن 15 میلادی، شوالیه های سنت جان St John از مالتا Malta، این ناحیه را اشغال کرده و از سنگهای مقبره برای ساختن یک قلعه نظامی استفاده کردند. این قلعه عظیم همچنان پابرجاست و سنگهای براق و مرمرهای مقبره در میان دیوارهای آن قابل تشخیص هستند. تعدادی از مجسمه های موجود در مقبره اکنون در British Museum لندن نگهداری میشوند.

شرح کوتاهی از بنا
Mausoleum  Halicarnassus
بقایای مقبره هالیکارناسوس در بودروم ترکیه
تحقیقات باستانشناسی و شرح مفصل و پر جزئیات مورخین باستانی تصویر روشنی از این مقبره به دست داده است. بنا دارای زیربنای چهارگوشی به ابعاد 30 در 40 متر بوده و جایگاه مخصوص سلطنتی پلکان دار که زوایای آن با مجسمه هایی تزئین شده بر روی آن قرار گرفته بوده است.اتاق آرامگاه و تابوت مرمرین با طلا تزئین شده و با ستونهای ایونیک محاصره شده بوده است. سقف هرمی شکل مزین به مجسمه های متعدد بر روی ردیف ستونها قرار داشته است. نوک این آرامگاه با مجسمه یک ارابه که توسط چهار اسب کشیده میشده، آراسته شده بوه است.
ارتفاع کلی این مقبره حدود 45 متر محاسبه شده که از این مقدار، 20 متر مربوط به جایگاه مخصوص، 12 متر برای ستونها، 7 متر سقف هرمی و 6 متر مربوط به مجسمه ارابه بوده است. زیبایی این مقبره نه تنها به خاطر خود بنا که به دلیل وجود مجسمه هایی است که طبقات مختلف آنرا آراسته اند. در میان این مجسمه ها دهها مجسمه در اندازه طبیعی و همچنین بسیار کوچکتر و بزرگتر، از انسان، شیر، اسب و حیوانات دیگر به چشم میخورد. چهار هنرمند برجسته دوران، بریاکسیس Bryaxis، لئوکارس Leochares، اسکوپاس Scopas و تیموتئوس Timotheus، چهار طرف این بنا را تزئین کرده اند. مقبره هالیکارناسوس به دلیل اینکه به خدایان یونان قدیم تقدیم نشده، جایگاه بسیار ویژه ای در تاریخ دارد.

عجایب هفت گانه - معبد آرتمیس
Artemis Temple نقاشی بازسازی شده از معبد Artemis / Diana
معبد آرتمیس در شهر افه سوس (Ephesus) در حدود 50 کیلومتری شهر ازمیر (Izmir) ترکیه قرار داشته است. این معبد به عنوان زیباترین بنای روی زمین شناخته می شده است و به همین دلیل در میان عجایب هفت گانه جا دارد.
هرچند که زیربنای باقی مانده از این معبد تاریخ ساخت آنرا قرن هفتم قبل از میلاد مشخص میکند، اما راه یافتن معبد آرتمیس در فهرست عجایب هفت گانه به حدود 550 قبل از میلاد مربوط میشود. این بنا که به آن معبد بزرگ مرمرین گفته میشود، توسط کروسوس (Croesus) شاه لیدی به کرسیفون (Chersiphron) معمار یونانی سفارش داده شد. معبد با مجسمه های برنزی که توسط ماهرترین مجسمه سازان آن زمان ساخته شده بودند تزئین شده بود. هنرمندانی نظیر فیدیاس (Pheidias)، پلی کلیتوس (Polycleitus)، کرسیلاس (Kresilas) و فرادمون (Phradmon).

معبد آرتمیس هم به عنوان یک محل داد و ستد کالا و هم به عنوان آموزشگاه مذهبی مورد استفاده قرار میگرفت. در طی سالها، بازرگانان، جهانگردان، صنعتگران و پادشاهان از این محل مقدس دیدن میکردند و احترام خود را با آوردن هدایای مختلف ابراز می نمودند. تحقیقات اخیر باستان شناسی به یافتن تعدادی از این هدایا که شامل مجسمه های طلا و عاج آرتمیس، گوشواره ها، دستبندها و گردنبندهایی زیبا اثر صنعتگران پارس و هند هستند منجر شده است.
Artemis Temple
بقایای معبد آرتمیس
در شب 21 جولای سال 356 قبل از میلاد، مردی به نام هروستراتوس (Herostratus) برای جاودانه کردن نام خود در تاریخ، معبد را آتش زد و درواقع به هدف خود دست یافت. عجیب اینکه اسکندر کبیر هم در همین شب متولد شد. بنا به گفته پلوتارک (Plutarch) تاریخ نگار، در آن شب آرتمیس چنان درگیر مراقبت از زاده شدن اسکندر بود که نتوانست از معبد خود محافظت کند.

اسکندر پس از فتح آسیای صغیر اقدام به ساخت مجدد معبد کرد که تا بعد از مرگ وی در سال 323 قبل از میلاد، همچنان در دست ساختمان بود. در قرن اول پس از میلاد، هنگامی که سنت پل برای تبلیغ مسیحیت به افه سوس سفر کرد، با عده زیادی از پیروان آرتمیس مواجه شد که به هیچ وجه قصد ترک الهه خود را نداشتند. در سال 262 میلادی معبد توسط قبیله گوت Gothsمجددا ویران شد. اهالی شهر قسم خوردند تا آنرا مجددا بنا کنند. در قرن چهارم میلادی، بیشتر اهالی افه سوس به مسیحیت گرویده بودند و معبد شکوه و جلال خود را از دست داده بود. اهالی افه سوس پس از آخرین تهاجم منجر به ویرانی معبد در سال 401 میلادی، کم کم شهر را ترک کردند و این شهر متروک در اواخر قرن 19 میلادی کشف و حفاری شد. این اکتشافات زیربنای معبد را نمایان ساخت.
شرح کوتاهی از بنا
Artemis Temple
بقایای معبد آرتمیس
این معبد با زیر بنای چهار گوش خود، برخلاف نمونه های دیگر از مرمر ساخته شده و یک ورودی زیبا و تزئینی به حیاط بزرگ ساختمان داشته است. پلکان مرمری طبقه همکف را به بالکن هایبلند و عظیمی متصل میکردند که کف آن در حدود 80 متر در 130 متر بوده است.127 ستون در این بنا به کار رفته بوده که ارتفاع آنها 20 متر و با سرستونهای ایونیک و کناره های کنده کاری شده بوده است. ستونها در ردیفهای منظم در کل محوطه به جز منطقه مرکزی-که محل قرار گیری خانه الهه بود- قرار گرفته بودند.
این معبد تعداد فراوانی از آثار هنری را در خود جا داده بود، از جمله 4 مجسمه برنزی باستانی از قبیله آمازون که توسط بهترین هنرمندان دوران ساخته شده بودند. هنگامی که سنت پل به دیدن شهر آمده بود، معبد با ستونهای طلایی و مجسمه های کوچک نقره ای و نقاشی های متعدد تزئین شده بود. هیچ شاهدی مبنی بر وجود مجسمه آرتمیس در مرکز معبد وجود ندارد اما دلیلی هم برای وجود نداشتن آن در دست نیست.

عجایب هفتگانه - مجسمه زئوس
Zeus Temple
نقاشی مجسمه زئوس در معبد، به نسبت ارتفاع مجسمه با مردم دقت کنید!
در یکصد و پنجاه کیلومتری غرب آتن در یونان، شهری تاریخی بنام المپیا (Olympia) قرار دارد، شهری که جایگاه اولیه بازیهای المپیک بوده و اصلا" نام این بازیها از آن گرفته شده است. در ارزش و مقام بازیهای المپیک در ایام باستان همین بس که در مدت بازیها جنگها متوقف می شد و ورزشکاران از آسیا صغیر، سوریه، مصر و ... برای مسابقه و پرستش زئوس (Zeus) به شهر المپیا می آمدند.
تحقیقات تاریخی نشان میدهد که بازی های المپیک از سال 776 قبل از میلاد آغاز شده است و بعدها در سال 450 قبل از میلاد معبد زئوس توسط معماری بنام لیبون (Libon) ساخته شد. معبد زئوس بسیار ساده و با معماری معمولی یونان ساخته شد لذا لازم بود تا به نوعی عظمت و بزرگی زئوس در معبد ترسیم شود. راه حل چیزی نبود جز یک مجسمه با عظمت از زئوس، مجسمه سازی بنام فی دیاس (Pheidias) مسئول ساخت این مجسمه با شکوه شد.

فی دیاس تجربه ساخت مجسمه های بزرگ از طلا و عاج را داشت. کارگاه مجسمه سازی او هنوز در المپیا موجود است، او در آنجا قطعات مجسمه زئوس را ساخت و پس از پایان ساخت قطعات در معبد آنها را روی هم سوار کرد.

برای سالها معبد زئوس محل جذب ورزشکاران و بازدیدکنندگان از سراسر دنیا بود. در قرن اول میلاد یکی از امپراتورهای روم بنام گالیگولا (Galigula) قصد آنرا داشت که این مجسمه زیبا را به رم ببرد. اما در میان راه چهارچوب هایی که برای حمل مجسمه ساخته بودند شکست و خساراتی هم به مجسمه وارد شد بعدها این معبد و مجسمه زئوس در قرن دوم میلادی توسط یونانیان مرمت و باز سازی شد.

در سال 391 پس از میلاد امپراتور یونان تئودسیوس اول (Theodosius I) بازی های المپیک را ممنوع کرد و درب های معبد زئوس را به روی همه بست. او بازی های المپیک را تمریناتی برای کفر و شرک می دانست. پس از آن باران، زلزله و ... آسیبهای جدی به معبد زئوس وارد کرد تا اینکه قبل از قرن پنجم میلادی یکی از ثروتمندان یونان مجسمه زئوس را از معبد به شهری بنام کنستانتینوپل (Constantinople) - که امروز جزو خاک ترکیه و حوالی استانبول است - برد.

مجسمه زئوس در این شهر تا سال 462 سالم نگهداری شد تا اینکه در این سال در یک آتش سوزی بسیار بزرگ تخریب شد. در نوشته های به جا مانده از یونان باستان آمده است که "با وجود آنکه معبد زئوس بسیار بزرگ است و با اینکه مجسمه، زئوس را در حالت نشسته نمایش می دهد اما سر مجسمه تقریبآ به سقف چسبیده است. ما نگران هستیم اگر چنانچه روزی زئوس بخواهد بایستد، سقف درهم خواهد شکست!"

ارتفاع مجسمه زئوس حدود 13 متر بود و سطح مجسه به ابعاد 6.5 در 1 متر جای داده می شد، یونانیان باستان مجسمه زئوس را در مراسم مختلف با زیورآلات خاصی آرایش می کردند. در ارتباط با عظمت و زیبایی این مجسه جهانگرد معروف یونانی پاسانیاس (Pausanias) می نویسد :

"روی سر این مجسمه تاجی از برگ زیتون قرار داشت و در دست راست او نشان پیروزی ... در دست چپ او عصای سلطنتی که مینا کاری شده بود و روی عصا یک عقاب از طلا نشسته بود. کفشهایش طلا بود و لباسهایش از پوست حیوانات و گل یاس و ... تخت پادشاهی او از طلا، چوب آبنوس و عاج فیل ساخته شده بود."

لازم به ذکر است که مجسمه زئوس یکی از عجایب هفتگانه باستانی می باشد.

عجایب هفت گانه - غول رودس
Colossus of Rhodes Colossus of Rhodes
غول رودس که در ورودی بندر شهر رودس در یونان، قرار داشته است و علی رغم اینکه پس از ساخته شدن تنها 56 سال پابرجا بود، توانست در میان عجایب جهان جای بگیرد. بنا به گفته مورخین این مجسمه عظیم حتا در زمانی که بر روی زمین افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک مجسمه عظیم نبود بلکه سمبل اتحاد مردم رودس به شمار میرفت.
یونان باستان در بیشتر دوران تاریخی خود، شامل ایالاتی با قدرت محدود بوده است. جزیره رودس شامل سه ایالت یالیسوس Ialysos، کامیروس Kamiros و لیندوس Lindos بوده است. در 408 قبل از میلاد، این شهرها با هم متحد شده و یک قلمرو با پایتخت واحد به نام رودس، به وجود آوردند. این شهر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفته بود و با مصر مراودات تجاری داشت. در سال 305 قبل از میلاد آنتیگونیدهای مقدونیه ، رودس را محاصره کرد تا این ارتباط تجاری را از بین ببرد.

آنها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ کنند و پس از امضای قرارداد صلح در سال 304 قبل از میلاد، آنتیگونیدها محاصره را ترک کردند و مقدار قابل توجهی اسلحه و جنگ افزارهای گران قیمت برجا گذاشتند. اهالی رودس این غنایم را فروختند و به افتخار اتحاد خود، با پول آن مجسمه عظیم هلیوس Helios خدای خورشید را بنا کردند. ساختن این مجسمه 12 سال طول کشید و در سال 282 قبل از میلاد به پایان رسید. سالها این مجسمه در ورودی بندر پابرجا بود تا زلزله شدیدی به شهر آسیب فراوان رساند و مجسمه را از ضعیفترین قسمت آن - زانوهای غول - شکست.
Colossus of Rhodes
تصویر قدیمی تری از غول رودس
امپراطور مصر مخارج تعمیر آنرا به عهده گرفت اما یک پیشگو، عمل بازسازی را منحوس خواند و در نتیجه پیشنهاد امپراطور پذیرفته نشد. در حدود یک هزاره، مجسمه بر خاک افتاده بود تا اینکه اعراب به رودس هجوم بردند. آنها بقایای مجسمه را از هم باز کردند و به یک تاجر یهودی اهل سوریه فروختند. گفته شده است که 900 شتر این بار عظیم را به سوریه حمل کردند.
شرح کوتاهی از مجسمه
با توجه به ارتفاع مجسمه و عرض دهنه بندر، تصور قرار گرفتن مجسومه با پاهای گشوده بر دو طرف ورودی بندر، غیر ممکن به نظر میرسد و از آنجایی که مجسمه پس از سقوط موجب گرفتگی مسیر بندرگاه نشده است، به نظر میرسد که مجسمه یا بر روی سمت شرقی دماغه بنا شده بوده یا اصولا بیش از آنچه گفته میشود از آب دور بوده است. هر چه بوده، مسلم است که غول با پاهای گشوده بر دو سمت ورودی بندر نایستاده بوده است.

پروژه ساخت مجسمه به کارس Chares مجسمه ساز اهل لیندوس سپرده شده بود. برای این کار، کارگران او قطعات برنزی روی مجسمه را قالب ریزی میکردند. پایه مجسمه از مرمر بوده و پاها تا مچ آن ابتدا ساخته و محکم شده است. ساختار مجسمه به تدریج با قرار گرفتن قطعات برنز بر روی چهارچوبی از آهن و سنگ، پدیدار میشد. یک خاکریز بلند برای دسترسی پیدا کردن به بخشهای بالایی مجسمه، در اطراف آن ساخته شد که بعد از اتمتم کار برچیده شد. مجسمه در پایان 33 متر ارتفاع داشت و عده کمی میتوانستند دو دست خود را بر دور انگشت شست او حلقه کنند.
+ نوشته شده توسط javad در یکشنبه سیزدهم دی 1388 و ساعت 2:57 |
1) What is the domain of f(x)=xx ?

2) What is the digram of f(x)=xx ?




+ نوشته شده توسط javad در شنبه دوازدهم دی 1388 و ساعت 2:50 |


Powered By
BLOGFA.COM